|
حرف « آ » |
|
آزادوار چنگي |
از مطربان دوره خسرو پرويز
است. |
|
آقا حسينقلي |
( فوت 1284 ش) موسيقي
دان ايراني، استاد تار، فرزند آقاعلي اكبر، كه در دربار ناصر الدين شاه بود،
موسيقي را نزد ميرزا عبدالله (برادرش) و آقا غلامحسين (پسر عمويش) آموخت، آقا
حسينقلي مجلس درس داشت، در رديف سبك او مشهور است و براي آولين بار همراه چند
هنرمند ديگر عازم پاريس شد تا از تار صفحه پر كند. |
|
آقا علي اكبر |
از موسيقي دانان معروف ايران در دربار
ناصرالدين شاه قاجار بود كه بايد او را سر سلسله خاندان هنر ناميد، زيرا
موسيقي كلاستيك امروز ما يعني مجموعه دستگاه و گوشه هاي آوازها كه آنها را
رديف مي ناميم روايت آقاعلي اكبر است. |
|
حرف « الف
» |
|
ابراهيم آقاباشي |
(قرن 13 ه.ق) استاد ني و معلم نايب اسد الله
بود. |
|
ابراهيم پسر ماهان |
(125 - 188 ه .ق) ابواسحق بن بهمن بن يسك
ارجاني مشهور به نديم موصلي. و كلمه ماهان را سپس به ميمون تبديل كرده و
ابراهيم بن ميمون موصلي گفته اند. ماهان پدر ابراهيم از ارجال به كوفه هجرت
كرد و ابراهيم در كوفه متولد شده است. پس از آن ابراهيم به موصل رفته مدتي در
آنجا اقامت گزيد و شهرت او به موصلي از اينجاست.
ابراهيم موسيقي را از
استادان ايراني فرا گرفت و در غنا و اختراع الحان به زمان خويش نظير نداشته و
به كليه اين فنون استادي بي بديل بوده است. وفات او در 64 سالگي در بغداد روي
داد. |
|
ابن ابي اصيبه |
(فوت 616 ه.ق) رشيدالدين علي بن خليفه بن يونس
بن ابي القاسم خزرجي. به فارسي شعر مي گفته و خرقة تصوف از صدر الدين حويه
پوشيده. در ادب و حكمت و طب و رياضيات و موسيقي استاد بوده است. |
|
ابن بانه |
(وفات 278 ه.ق) عمر بن محمد بن سليمان بن راشد
از غير نژاد عرب از موالي يوسف بن عمر ثقفي خنياگر معروف شاگرد اسحق بن
ابراهيم موصلي. موطن او بغداد بوده و كتاب (مجردالاغاني) از اوست و شعر نيز
مي گفته و از ندماي متوكل بوده است پدرش محمد ابن سليمان از كاتبان مشهور
است، بانه نام مادر اوست. |
|
ابن خردادبه |
ابوالقاسم عبيد الله بن عبدالله، عالم جغرافيا،
ايراني در قرن سوم هجري. جد او خردادبه اولين كس از اين خاندان است كه اسلام
آورده و پدرش فرماندار طبرستان بوده، عبيدالله موسيقي را نيز از اسحق موصلي
فرا گرفته است. كتاب مشهور او المسالك و الممالك است. |
|
ابن محرز |
ابوالخطاب مسلم، اطلاً ايراني بود، و در حجاز
مي زيست و سياحت شام و ايران كرد. در اوايل اسلام او به خنياگري مشهور گشت و
اشعار عرب را با آهنگهاي نواحي مختلفه تطبيق داد و خود نيز آهنگهايي اختراع
كرد. |
|
ابوحفض |
(زندگي در قرن سوم ه.ق) حكيم بن احوص سغدي. از
سغد سمرقند.
ابوحفص در صناعت موسيقي دستي تمام داشت. ابونصر
فارابي در كتاب خويش ذكر او آورده است با صورت آلت موسيقاري به نام شهرود كه
بعد از بوحفض هيچكس آن را در عمل نتوانست آورد. |
|
ابوذكا ء |
(معاصر جعفر برمكي) دانشمند موسيقي، رودنواز
جعفر برمكي. |
|
ابوصواب |
ظاهراً محتشمي از بزرگان موسيقي بوده است.
معاصر عماره شاعر مروزي بوده است. |
|
ابوطلب |
(معاصر رودكي) شاعري ترانه ساز و ظاهراً معاصر
رودكي بوده است. |
|
ابوالعبك |
(معاصر رودكي) بختيار يكي از دانشمندان موسيقي
كه رودكي شاعر مشهور نواختن بربط را از وي فرا گرفت. |
|
ابومنصور |
(وفات 447 ه.ق) اصفهاني حسين بن طاهر بن زيد،
از شاگردان ابوعلي بن سينا او در رياضي و موسيقي استاد بوده است. |
|
ابونصر |
نوازنده اي در دربار محمود غزنوي. |
|
ابونصر پلنگ |
نوازنده دربار محمود غزنوي است. |
|
ابونصر فارابي |
(260 ـ 339 ه.ق) محمد بن محمد بن اوزلغ بن
طرخان از شهر فاراب.
او فيلسوفي كامل و امامي فاضل و در علوم حكمتيه
متقن و در علوم رياضيه بارع و زكي النفس و قوي الذكاء بوده است.
وي در دانش و هنر موسيقي
و عمل آن به غايت اتفان رسيد كه بر آن مزيدي نبود و گويند او آلت غريبه اي
ساخت كه از او الحاني بديعه شنوده مي شد كه انفعالات نفس بدان به حركت مي
آمد. |
|
احمد قزويني |
از نوازندگان دوره صفوي است. |
|
احمد |
(وفات 741 ه.ق) اين يحيي سهروردي قرشي بكري
شافعي ملقب به شمس الدين كاتب. او را در لغت و موسيقي يد طولايي و در حسن خط
قدح معلي بود. |
|
اردشير چنگي |
از نوازندگان دوره تيموري است. |
|
احمد خان گيلاني |
(وفات 1009 ه.ق) شريف حسيني از اميرزادگان
گيلاني او در رياضي و حكمت و موسيقي دست داشت و به فارسي شعر مي سرود و خود
اصوات و نغمات براي غزلهاي خويش مي ساخت. |
|
ارموي |
(613 - 693 ه.ق) از مردم رضاييه كه خطاط
كتابخانه خليفه معتصم عباسي در بغداد بود، سپس به نواختن عود پرداخت و استاد
اين فن شد، بعد از سقوط بغداد به دست هولاكوخان به دربار او رفت و مدتي رييس
دارالانشاء عطاملك جويني بود و رساله شرقيه وي به نام پسر عطاملك است. |
|
اسحق موصلي |
(150- 235 ه.ق) پدرش ابراهيم بن ماهان
پسر بهمن فرزند نسك، از دهقانان ارجان فارس بود كه در كوفه متولد شد و سفري
كه به ري كرد، و موسيقي ايران را از «جوانويه» نام زرتشتي آموخت. «شاهك رازي»
را كه خواننده بود به زني گرفت و اسحق از او به دنيا آمد. ابراهيم نواختن عود
و خواندن آواز را از استادان فن فراگرفت و در اين هنر به مقامي ارجمند رسيد و
در دربار هارون و مهتدي خلفاي عباسي قدر و منزلت بسيار يافت.
گويند اسحق اوزان موسيقي را
تحت نظم و ترتيب مخصوص آورده و در كتابي كه محتوي مجموع تصانيف او بوده،
نغمات موسيقي و تصنيفات خود را از حيث وزن طبقه بندي كرده است. همچنين نوشته
اند كه وي چنان از كيفيت فواصل و پرده ها موسيقي آگاه بوده است كه آهنگهاي
دشوار موسيقي را با عود نا كوك مي نواخته است و اين دليل بر دقت قوه سامعه و
مهارت انگشتان و آشنايي كامل به اين ساز بوده است.
احق از خانداني ايراني
است ولي به «موصلي» معروف شده زيرا در آنجا به دنيا آمده است. اسحق از چهره
هاي تابناك موسيقي قديم ايراني به شمار مي رود و موجب فخر و مباهات هنر
سرزمين كهن سال ما مي باشد. |
|
اسماعيل خان |
كمانچه نواز ايراني است. |
|
اسماعيل زاده |
حسين خان (فوت 1320 ش) موسيقي دان و استاد
كمانچه، فرزند اسماعيل خان كمانچه كش است، مقدمات موسيقي را نزد عموي خود قلي
خان آموخت و بعداً در ويولون نيز مهارت يافت و استاد بسياري از استادان
موسيقي بود. |
|
امير خسروي |
گيتي. از موسيقي دانان واستادان پيانو معاصر
ايران است.در سال 1335 به رياست هنرستان عالي موسيقي كشور انتخاب شدند. |
|
امين الله
حسين |
امين الله( تولد 1282 ه.ق) زادگاه خانواده حسين
سرزمين خراسان است.وي در ابتداي امر حسب ميل خانواده خود در پزشكي به دانش
اندوزي پرداخت ولي بزودي از اين كار چشم پوشيد و به سوي دانش و هنر موسيقي
رهنمون شد.وي سالها در شهرهاي اروپايي كنسرت اجرا نمود و براي خود شهرت بين
المللي پيدا نمود. منتقدين هنري او را در رديف مبتكرين و بزركان موسيقي
قلمداد كرده اند. آثار مهم او به قرار زير است:
1- سمفوني ها ( سمفوني شن
هاـ خرابه هاي تخت جمشيد ـ ايرانيا )
2- باله ها ( پرواز به
سوي نورـ چشمه اشك ـ مينياتورهاي ايراني ـ قصه ايراني )
3- كنسرتوها براي پيانو
و اركستر ( سه قطعه به اين نام با نمرات 1و2و3 )
4- قطعات براي پيانو (
ساز و آواز تاتاري ـ دورنماي تابستان ـ شب طوفان ـ باران پاييز ـ ...)
5- آوازها ( زرمه ـ گل و
بلبل ـ اوهه ـ دختر گل فروش ـ آواز شتربان ـ اي ساربان ) |