Home - Iranactor - Help


سينماي ايران     جشنواره فيلم فجر    فيلمها    هنرمندان   |    اخبار   |   برنامه سينماها   |   آلبوم عكس  |   سينماي جهان   |   فروشگاه

جستجو  از طريق حرف اول نام فيلم

ش

س

ز

ر

د

خ

ح

چ

ج

ت

پ

ب

الف

آ

ي

و  -  ه

ن

م

ل

گ

ك

ق

ف

ع

ط

ض

ص

جستجو بر اساس سال ساخت:         1385        1384       1383       1382      1381    |     1380     |      1379      و ... بيشتر

 

سربازهای جمعه

نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی

تهیه کننده: مرتضی شایسته / هدایت فیلم

عنوان بندی: عباس کیارستمی، جعفر پناهی

مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری

موسیقی: پیمان یزدانیان

طراح چهره پردازی: محمدرضا قومی

صدابردار: اسحاق خانزادی

عکس: علی نیک رفتار

مشاور کارگاردان: امیرشهاب اسماعیلی

بازیگران: محمدرضا فروتن، بهرام رادان، پولاد کیمیایی، پژمان بازغی، بهزاد جوانبخش، اندیشه فولادوند، مریلا زارعی، بیژن امکانیان، کیانوش گرامی، سعید پیردوست، فرزانه ارسطو، علی اصغر طبسی، داود عمادی، سعید روحانی و سیاوش شاملو

شروع فیلمبرداری: 2 آبان 1382

 

خلاصه داستان:

این فیلم داستان چند سرباز است که یک روز جمعه به همراه گروهبان خود به شهر می آیند. این روز تعطیل اما برای آنها حوادثی تازه در پی دارد و آنها را به نگاهی دیگر می رساند.

 

یادداشت:

- «‌ سربازهای جمعه » بیست و دومین فیلم بلند مسعود کیمیایی در طی 35 سال فعالیت سینمایی است.

- کیمیایی که از سال 1367 تا سال 1378 تقریبا سالی یک فیلم ساخته بود، پس از ساخت فیلم « اعتراض » (1378) به آمریکا و کانادا سفر کرد. و چهار سال از سینما دور بود. تا اینکه « سربازان جمعه » را از میان چند فیلمنامه ای که نوشته بود برای ساخت برگزید.

- پس از 9 سال - سال 1373 و با ساخت فیلم « تجارت » - بار دیگر هدایت فیلم و محمود کلاری به یاری مسعود کیمیایی آمده اند. محمود کلاری پنجمین همکاری اش را با کیمیایی تجربه می کند.

- « سربازان جمعه » چهارمین همکاری پیاپی محمدرضا فروتن، اولین تجربه همکاری بهزاد جوانبخش، بیژن امکانیان، بهرام رادان و مریلا زارعی با مسعود کیمیایی است.

- با احتساب حضور یک دقیقه ای در فیلم « سرب »، حضور در فیلم « سربازان جمعه » ششمین همکاری پولاد کیمیایی با پدر خواهد بود.

- عباس کیارستمی پس از 32 سال که عنوان بندی فیلم « قیصر » را ساخت، بار دیگر برای فیلم دیگر از مسعود کیمیایی عنوان بندی ساخته است.

 

.................................................

نگاهی به فیلم:

احمد شاهوند

 

کاش وقتی مسعود کیمیایی در آخرین روزهای صداگذاری فیلم « اعتراض » در دفتر خاطرات اسحاق خانزادی نوشت، « اعتراض، آخرین فیلم من است »، سر حرفش می ماند. کاش سودای ساخت فیلم دیگری را در این چهار سال در سر نمی پروراند. کاش ...

خیلی سخته برای منی که یکی از طرفدارهای پر و پاقرص مسعود کیمیایی هستم، نتوانم از آخرین ساخته اش دفاع کنم. از زمانی که فیلمهای کیمیایی را روی پرده و در هنگام اکران عمومی دیدم، یک دهه می گذرد. در طول این ده سال، هیچگاه از فیلمهایش بد نگفتم و بد ننوشتم. حتی از « تجارت » و « فریاد » که ضعیف ترین فیلمهایش هستند، هم بد نگفتم. این دو فیلم علی رغم ضعفهای « تابلو » اش، ویژگیهایی داشتند که نمی توان از کنارشان راحت عبور کرد: تصنیف پایانی و فضاسازی و پرداخت رابطه پدر و پسر در « تجارت » و نگاه دیگرگون به شخصیت زن و اینکه در انتهای فیلم چاقویی که در « ردپای گرگ » برای همیشه بسته شده بود، در « فریاد » برای زایش و تولد بار دیگر باز می شود ...

اما ... درباره « سربازهای جمعه » چه می توان نوشت؟ ... « باید » ی در کار نیست. دیگر نمی توان چشم بر ضعفهای فیلم بست. چرا که در « سربازهای جمعه » هیچ نکته مثبتی نمی توان پیدا کرد. همه سعی و تلاشم را هم که بکار ببرم، هیچ دلیلی برای دفاع از فیلم نمی یابم.

از حضور کیمیایی در انتهای عنوان بندی که هیچ اصراری روی « معرکه » بودنش ندارم و رویارویی رضا و آصف در پادگان که مشخص است سردستی و بزن درویی گرفته شده و پیرهن سیاه خریدن آصف برای بچه ها تا واردن شدن به بیراهه ای به نام «‌ نقره » که به تدریج به اتوبان اصلی فیلم بدل می شود و بیشتر زمان فیلم را به خود اختصاص داده و ساز جداگانه ای می زند و به سبک اعتراض بیانیه های گوناگون سیاسی را اینبار در قالب ظریف و لطیفی به نام « شعر » به خورد تماشاگری که هر لحظه منتظر تلنگر سیاسی است، می دهد و ... در انتها به انتقام کاریکاتورگونه سربازها با چماقی که ساخته شدنش را در نجاری و با نماهای آن شکلی می بینیم، می انجامد.

متاسفانه در جدیدترین ساخته کیمیایی نه تنها فصل یا فصلهای ماندگار که حتی یک دیالوگ بیادماندنی هم نمی شنویم. همه حرف فیلم که شاید اکثر طرفداران - اگر با دیدن این فیلم، طرفداری باقی مانده باشد - در فصلهای مربوط به نقره است. او که یک تنه و با بازی متفاوت و قابل قبولش فیلم را جلو می برد، روزی روزگاری عاشق استاد فلسفه دانشگاه بوده و بشدت آلوده مواد مخدر شده است. آنقدر حرفه ای تزریق می کند که گویی سالهاست این کاره است.

 نه ... تا این لحظه که شاید 6 ساعت از دیدن فیلم نگذشته، نمی توانم با « سربازهای جمعه » کنار بیایم ... دلم هم نمی خواهد دلم را به بازیهای بسیار خوب مریلا زارعی و اندیشه فولادوند خوش کنم.  در روزگاری که از لحظه کلید خوردن « سربازهای جمعه »، دوران خدمت سربازی من هم کلید خورد، هیچ کدام از سربازها و حتی گروهبانشان را نمی شناسم. ممکن است وقایعی چون زیارت غیرقانونی حرم امام حسین که منجر به انفجار مین های بسیار و مرگهایی دلخراش شد، یا قتل شوهر بخاطر فروش دختر، یا رفتن به خدمت مقدس سربازی در روزگاری که پادگان تنها نقطه امید زندگی قشری از جوانان شده، یا اعتیاد در شکل و شمایلهای گوناگون در جامعه ای مثل تهران و ... که در فیلم مطرح می شود به عقیده بسیاری حرف روز باشد، اما اینها مربوط به لایه زیرین است. در فیلمی که هیچ کوششی برای شخصیت پردازی، برای میزانسن درست و حساب شده، برای نوشتن دیالوگهایی باب دندون، برای قابلهایی ماندگار آنهم از جانب فیلمسازی که همه یا بخشی از این ویژگیها را در فیلمهایش می دیدی، نشده، گوشه و کنایه زدن به اتفاقات روز و شعارها و بیانیه های سیاسی هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت.

در جایی از فیلم، «‌ نقره » با کنایه و طعنه میگوید: « نمردیم و گوله هم خوردیم » ... شکل بیان این دیالوگ، درست همان شکلی است که می توان برای اظهار نظر درباره « سربازهای جمعه » بکار برد: « فیلمی از مسعود کیمیایی، که نه از از جلو نظام دارد نه از راست! »